حسنعلى خان افشار
34
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
سپهر مىخوانيم : . . . قلعه دهكرد را حصار داد ؛ نصر الله خان از بيرون قلعه سنگرى چند كرده به مدافعت بيرون شد و شاهزاده بيتوانى فرمان يورش داد و سربازان حمله افكندند و هم چنان تركتاز به سنگر او دررفتند و او را دستگير ساختند و در اين جنگ جمعى از سربازان مقتول و گروهى مجروح گشت و بعد از گرفتارى قاسم خان و نصر الله خان قلعگيان را پاى اصتبار بلغزيد و آن دروازه را كه دور از لشكرگاه بود بگشودند و به جانب جبل گريختند . پس شاهزاده به قلعه در رفت و روز ديگر قاسم خان و نصر الله خان را با كنده و زنجير به شهر آورد . « 1 » سرانجام قاسم خان را در بروجرد به دار كشيدند و نصر الله خان را به تهران فرستادند . وى چندين سال در تهران زندانى بود تا اين كه با كوششهاى فرزندش ، على مراد خان ، و با پادرميانى آصف الدوله آزاد گرديد . سپس به سرزمين خود بازگشت و تا پايان زندگى بر پيمانش با دولت پايدار بماند . « 2 » شورش حاجى رحمان در بروجرد حاجى رحمان كه يك تن از خويشاوندان حاجى ملا اسد الله مجتهد بود جمعى از اشرار را به گرد خود انجمن ساخت و در ميان كوى و بازار مردمان را بر مخالفت شاهزاده تحريض همى كرد و شحنهء شهر را مأخوذ داشته محبوس نمود . بعضى از منازل ديوان را از عمال احتشام الدوله بگرفت و بر مردم غوغاطلب قسمت كرد . « 3 » اما خانلر ميرزا به علت نگرانىهاى اطراف شهر به ويژه درگيرىاش با افراسياب خان باجلان خود را درگير وى نكرد و پس از سركوب آشوبهاى ديگر او را به تبريز تبعيد نمود . « 4 »
--> ( 1 ) . همانجا . ( 2 ) . برپايهء گفتگو با نادرخان مرادى نوهء نصرالله خان دالوند ( 10 / 7 / 73 ) . و نك : خورموجى ، حقايق الاخبار ، ص 54 ؛ اعتماد السلطنه ، الماثر والاثار ، ج 1 ، ص 62 ؛ حزين بروجردى ، حسين ، تذكرهء حزين ، ص 185 ؛ هدايت ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 507 . ( 3 ) . سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 51 . ( 4 ) . نك : همانجا ، ص 129 ؛ خورموجى ، حقايق الاخبار ، ص 55 ؛ هدايت ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 507 .